فروردین پرباران و چالش بهره‌برداری 

فروردین‌ماه ۱۴۰۵ با الگوهای بارشی کم‌سابقه در بخش‌های گسترده‌ای از کشور همراه بود‌؛ بارش‌هایی که از شمال‌غرب و زاگرس تا دامنه‌های البرز و نواحی مرکزی، متوسط بارندگی را نسبت به سال گذشته افزایش چشمگیری داد. این بارش‌ها از یک‌سو امید را به دلیل ترمیم بخشی از کمبودهای انباشته‌شده تقویت کردند، و از سوی دیگر حقیقتی تلخ را دوباره یادآور شدند: ایران نه از کمبود بارش، بلکه از کمبود «برنامه» برای مهار و ذخیره‌سازی آب رنج می‌برد.
کد خبر: ۱۵۴۸۸۲۳
نویسنده محمدرضا افشاری/ گروه ایران
بخش مهمی از روان‌آب‌های حاصل از بارش‌های اخیر، به‌ویژه در استان‌های کوهپایه‌ای مانند کهگیلویه‌وبویراحمد، چهارمحال‌وبختیاری، لرستان، کردستان و گلستان در حالت طبیعی می‌توانست به‌عنوان ورودی مؤثر به سفره‌های آب زیرزمینی یا مخازن سدها عمل کند اما در عمل، به دلیل نبود زیرساخت کافی در حوزه آبخیزداری و آبخوان‌داری، سهم قابل‌توجهی از این آب‌ها با سرعت از دسترس سازه‌های ذخیره‌سازی خارج شد و به‌صورت سیلاب‌ یا جریان‌های سطحی بی‌استفاده، از کشور عبور کرد یا در نهایت وارد دریا شد. 
این در حالی است که تجربه کشورهای نیمه‌خشک نشان می‌دهد مدیریت بارش‌های مقطعی اساسا یکی از ارکان پایدار تأمین آب محسوب می‌شود. ایران با میانگین بارش حدود یک‌سوم میانگین جهانی، وابستگی شدیدی به اصول مهندسی مدیریت روان‌آب دارد، اصولی که سال‌هاست در برنامه‌های توسعه‌ای مورد تأکید قرار می‌گیرد اما در اجرا با کندی مزمن همراه بوده است. یکی از نمونه‌های روشن این ضعف، فاصله چشمگیر میان حجم کنونی ذخیره شده پشت سدهای کشور و «تراز ایده‌آل» آنهاست‌؛ فاصله‌ای که به‌رغم بارندگی‌های اخیر، همچنان پابرجاست و نشان می‌دهد جریان بارش‌ها بدون برنامه‌ریزی کارآمد، الزاما به امنیت آبی منجر نمی‌شود. 
در چنین شرایطی، آبخیزداری و آبخوان‌داری را باید یکی از ضروریات کشور در نظر داشت. این دو حوزه، برخلاف ساخت سدهای بزرگ و زمان‌بر، قابلیت اجرا در بازه‌های کوتاه‌مدت را دارند و اثربخشی آنها در سال‌های خشک و پربارش به یک اندازه قابل توجه است. اجرای طرح‌های پخش سیلاب، احداث بندهای خاکی کوچک‌مقیاس، تقویت پوشش گیاهی و کنترل فرسایش، می‌تواند هزاران میلیون مترمکعب آب را در دل زمین ذخیره کند‌؛ آبی که به‌صورت پایدار و با کیفیت بالا در زمان نیاز قابل برداشت خواهد بود. 
اما این ظرفیت بالقوه تا زمانی که مدیریت منابع آب کشور همچنان گرفتار ساختارهای غیرتخصصی و تصمیم‌گیری‌های جزیره‌ای باشد، بالفعل نخواهد شد. بخش قابل ملاحظه‌ای از آب در ایران نه به‌دلیل کمبود منابع طبیعی، بلکه به‌واسطه سوء‌مدیریت و نبود نگاه یکپارچه در چرخه برنامه‌ریزی از بین می‌رود. حضور افراد متخصص، دانش‌آموختگان حوزه مهندسی آب، مدیریت منابع طبیعی، هیدرولوژی و زمین‌شناسی در پست‌های مدیریتی مرتبط، دیگر یک توصیه اخلاقی یا دانشگاهی نیست‌؛ بلکه یک ضرورت ملی است. نمی‌توان بدون حضور کارشناسان آشنا به فرآیندهای پیچیده هیدرولوژیک، به مدیریت کارآمد منابع آب امید داشت. 
آمارهای رسمی نشان می‌دهد بخش عظیمی از کسری مخازن زیرزمینی کشور ناشی از برداشت بی‌رویه و کاهش تغذیه طبیعی آبخوان‌ها بوده است. بارش‌های فروردین ۱۴۰۵ می‌توانست فرصتی استثنایی برای جبران بخشی از این آسیب‌ها باشد‌؛ فرصتی که اگر زیرساخت‌های آبخوان‌داری در مقیاس گسترده فعال بود، امروز نمود مشخصی در بهبود تراز آب زیرزمینی نشان می‌داد. این پتانسیل همچنان وجود دارد اما تحقق آن مستلزم برنامه‌ریزی، سرمایه‌گذاری و مهم‌تر از همه بازنگری در ساختار مدیریت آب کشور است. 
سال‌‌هاست که استان‌های ایران در چرخه تکراری «بارندگی، امید، هدررفت و تشنگی» گرفتار هستند. روندی که می‌تواند با یک برنامه جامع ملی، روان‌آب‌های حاصل از بارش‌های وقت و بی‌وقت را به پشتوانه‌ای پایدار برای تابستان‌های سخت تبدیل کرده و ناامیدی از نداشتن آب و سهمیه‌بندی و خشکسالی‌های خود ساخته را به دست فراموشی بسپارد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها